تاج الدين احمد وزير
312
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )
شكر ايزد بر آن همىگويم * كه درين فترت و تقلب كار گرچه اندك بضاعتم بارى * سودم آمد شكنجهء بسيار « 1 » أيضا له * 252 * نسيم باد صبا جز تو كيست كز بر من * به نزد خواجه رسالتگزار خواهد بود بگويدش كه گرم كار برقرار نماند * كدام كار كه آن برقرار خواهد بود مرا كه فخر نبودست تاكنون به عمل * قياس كن كه ز عزلم چه عار خواهد بود دو چيز موجب شكرست بنده را گه عزل * كه نزد زندهدلانش اعتبار خواهد بود يكى كه هيچ نكردست در زمان عمل * كه وقت عزلت « 2 » از آن شرمسار خواهد بود دوم كفايت « 3 » اركان دولتست پس ازين « 4 » * شد آن فسانه كه در هر ديار خواهد بود چه مىكنم عملى را كه عزل در پى آن * ز بىثباتى اين روزگار خواهد بود مرا ثناء تو گفتن نكوترين كارست * همين بسم به از اينم چه كار خواهد بود
--> ( 1 ) ر . ك ديوان ابن يمين قطعه 437 ص 424 . ( 2 ) هكذا در ديوان : عزل . ( 3 ) در ديوان : كتابت . ( 4 ) در ديوان : آن .